الشيخ السبحاني
41
در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى)
بنابراين نمىتوان آيات سورهء برائت را ناسخ عفو و اغماض دانست ؛ زيرا مفاد اين آيات حكم شرعى نيست ، بلكه يك چارهجويى است كه اگر شرع هم نگفته بود ، عقل و خرد بر آن حكم مىكرد و منسوخ به آيهاى مىگويند كه مفاد آن حكم الهى و آسمانى باشد . ثانياً ، شرط منسوخ اين است كه حكم منسوخ در ظاهر دوام و استمرار داشته باشد هر چند در باطن موقت باشد ، در صورتى كه چنين ظهورى در آيات عفو و اغماض به دو دليل وجود ندارد : 1 . سياست عفو و اغماض و يا قانون « لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِىَ دِينٌ » مخصوص به دورهء ضعف و ناتوانى است و در دورهء قدرت چنين سياستى براى مصلح ، كه هدف مقدس دارد ، مصلحت نيست . در اين صورت آيات عفو و اغماض شامل دورهء قدرت ، كه آيات سوره برائت ناظر به آن است ، نيست تا يكى ناسخ و ديگرى منسوخ گردد . 2 . آيهء عفو و اغماض از نخستين روز ، محدود به آمدن حكم دوم است چنانكه مىفرمايد : « . . . حَتّى يَأْتِىَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ؛ تا فرمان خدا فرا رسد » . و چنين حكمى كه از روز نخست محدود و به آمدن حكم ثانوى است در صورت ورود حكم دوم نمىتوان منسوخ ناميد . اگر پزشكى به بيمارى شربتى بدهد و بگويد هروقت شربتت پايان پذيرفت بايد داروى ديگرى بخوريد . در اين صورت نمىتوان تجويز داروى دوم را ناسخ حكم اولى دانست . بله ، اگر در روز نخست مىگفت : بايد در تمام دوران بيمارى شربت مخصوص را بخورى . سپس در اثنا ، دستور قطع شربت و خوردن داروى ديگر را مىداد در اين موقع مىتوان حكم دومى را ناسخ حكم اولى دانست . ثالثاً ، غالباً مردم در معناى « لا إِكْراهَ فِى الدِّينِ » دچار اشتباه مىشوند و تصور مىكنند كه هدف آيه اين است كه بايد مشركان را آزاد گذارد و هرگز نبايد شمشيرى كشيد و حال آنكه هدف آيه با توجه به ذيل آن : « قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ